بدون شرح-8 : نظر فقهی شاذ و آزاداندیشی   

حقٌ و باطلٌ، و لِکلِّ اهلٌ، فلئن اَمِرَ الباطلُ لقدیماً فَعَلَ، و لَئِن قَلَّ الحقُّ فلرُبَّما و لَعَلَّ، و لَقَلَّما اَدبَرُ شیءٌ فاقبَلَ.

حقی و باطلی هست، و هر کدام طرفدارانی دارد. اگر باطل فراوان باشد، از گذشته چنین بوده [امر تازه ای نیست.] و اگر حق اندک باشد، [نقصی برای حق نیست و] امید می رود. کم تر اتفاق می افتد چیزی که از دست رفته و روی گردانیده دوباره باز گردد.

[نهج البلاغه- خطبه ١۶- ترجمه علی شیروانی- قم:نسیم حیات- چاپ پنجم:١٣٨٨- صص ۵٨-۵٩]

یکى از موضوعاتى که حتماً لازم است من عرض بکنم، مسئله‏ى آزاداندیشى است که در بعضى از صحبتهاى آقایان بود. چرا این کرسیهاى آزاداندیشى در قم تشکیل نمیشود؟ چه اشکالى دارد؟ حوزه‏هاى علمیه‏ى ما، همیشه مرکز و مهد آزاداندیشىِ علمى بوده و هنوز که هنوز است، ما افتخار میکنیم و نظیرش را نداریم در حوزه‏هاى درسىِ غیر حوزه‏ى علمیه، که شاگرد پاى درس به استاد اشکال کند، پرخاش کند و استاد از او استشمام دشمنى و غرض و مرض نکند. طلبه آزادانه اشکال میکند، هیچ ملاحظه‏ى استاد را هم نمیکند. استاد هم مطلقاً از این رنج نمیبرد و ناراحت نمیشود؛ این خیلى چیز مهمى است. خوب، این مال حوزه‏ى ماست. در حوزه‏هاى علمیه‏ى ما، بزرگانى وجود داشته‏اند که هم در فقه سلیقه‏ها و مناهج گوناگونى را میپیمودند، هم در برخى از مسائل اصولى‏تر؛ فیلسوف بود، عارف بود، فقیه بود، اینها در کنار هم زندگى میکردند، با هم کار میکردند؛ سابقه‏ى حوزه‏هاى ما اینجورى است. یکى، یک مبناى علمى داشت، دیگرى آن را قبول نداشت. اگر شرح حال بزرگان و علما را نگاه کنید، از این قبیل مشاهده میکنید.

مرحوم صاحب حدائق با مرحوم وحید بهبهانى، نقطه‏ى مقابل؛ هر دو در کربلا زندگى میکردند؛ معاصر، مباحثه هم میکردند با هم. یک شب در حرم مطهر سیدالشهدا (سلام‏اللَّه‏علیه) اینها سر یک مسئله‏اى شروع کردند بحث کردن، تا اذان صبح این دو نفر روحانى ایستاده - حالا وحید بهبهانى آنوقت نسبتاً جوان بوده، اما صاحب حدائق پیرمردى هم بوده - بحث کردند! مباحثه هم میکردند با هم، منازعه هم میکردند، اما هر دو هم بودند، هر دو هم درس میگفتند. من شنیدم که شاگردان وحید - که وحید تعصب شدیدى علیه اخباریها داشت - مثل صاحب ریاض و بعضى دیگر از شاگردان وحید، میرفتند درس صاحب حدائق هم شرکت میکردند! اینجورى بوده؛ ما تحمل را در حوزه باید بالا ببریم. خوب، یکى مشرب فلسفى دارد، یکى مشرب عرفانى دارد، یکى مشرب فقاهتى دارد، ممکن است همدیگر را هم قبول نداشته باشند. من چند ماه پیش از این، در مشهد گفتم که مرحوم آ شیخ مجتبى‏ قزوینى (رضوان‏اللَّه تعالى علیه) مشرب ضدیت با فلسفه‏ى حکمت متعالیه، مشرب ملاصدرا، داشت - ایشان شدید، در این جهت خیلى غلیظ بود - امام (رضوان اللَّه علیه) چکیده و زبده‏ى مکتب ملاصدراست؛ نه فقط در زمینه‏ى فلسفى‏اش، در زمینه‏ى عرفانى هم همینجور است. خوب، مرحوم آ شیخ مجتبى‏ نه فقط امام را قبول داشت، از امام ترویج میکرد تا وقتى زنده بود. ترویج هم از امام کرد؛ ایشان بلند شد از مشهد آمد قم، دیدن امام. مرحوم آ میرزا جواد آقاى تهرانى در مشهد جزو برگزیدگان و زبدگان همان مکتب بود، اما ایشان جبهه رفت. با تفسیر حمد امام که در تلویزیون پخش میشد، مخالف بودند؛ به خود من گفتند؛ هم ایشان، هم مرحوم آقاى مروارید، اما حمایت میکردند. از لحاظ مشرب و ممشا مخالف، اما از لحاظ تعامل سیاسى، اجتماعى، رفاقتى، با هم مأنوس؛ همدیگر را تحمل میکردند. در قم باید اینجورى باشد.

یک نفرى نظر فقهى میدهد، نظر شاذّى است. خیلى خوب، قبول ندارید، کرسى نظریه‏پردازى تشکیل بشود و مباحثه بشود؛ پنج نفر، ده نفر فاضل بیایند این نظر فقهى را رد کنند با استدلال؛ اشکال ندارد. نظر فلسفى‏اى داده میشود همینجور، نظر معارفى و کلامى‏اى داده میشود همینجور. مسئله‏ى تکفیر و رمى و این حرفها را بایستى از حوزه ورانداخت؛ آن هم در داخل حوزه نسبت به علماى برجسته و بزرگ؛ یک گوشه‏اى از حرفشان با نظر بنده‏ى حقیر مخالف است، بنده دهن باز کنم رمى کنم؛ نمیشود اینجورى، این را باید از خودِ داخل طلبه‏ها شروع کنید. این یک چیزى است که جز از طریق خودِ طلبه‏ها و تشکیل کرسیهاى مباحثه و مناظره و همان نهضت آزادفکرى و آزاداندیشى که عرض کردیم، ممکن نیست. این را عرف کنید در حوزه‏ى علمیه؛ در مجلات، در نوشته‏ها گفته شود. یک حرف فقهى یک نفر میزند، یک نفر رساله‏اى بنویسد در ردّ او؛ کسى او را قبول ندارد، رساله‏اى در ردّ او بنویسید. بنویسند، اشکال ندارد؛ با هم بحث علمى بکنند. بحث علمى به نظر من خوب است.

[رهبر معظم انقلاب، آیت الله خامنه ای - ٨ آذر ١٣٨۶- در جمع اساتید، فضلا، مبلّغان و پژوهشگران حوزه‏هاى علمیه کشور]

لینک
۱۳۸۸/۱٠/٢٧ - امیر حسین مجیری

   اخبار جالب این روزها-4: شریعتمداری و باقی قضایا   

سلام.

با توجه به ترور مسعود علیمحمدی، استاد دانشگاه حامی میرحسین موسوی در انتخابات و تکذیب هسته ای بودن او و تاکید کیهان بر هسته ای بودن او و با توجه به اعتراض بسیج دانشکده ی فیزیک دانشگاه تهران به حضور لباس شخصی های خشن در مراسم تشییع این شهید،و با توجه به تسلیت رهبر معظم انقلاب و میرحسین موسوی به خاطر شهادت علیمحمدی، و با توجه به ترور او توسط جنبش سبز 

 و با توجه به این که حسین شریعتمداری بازجو بودن خود را تکذیب کرده است ولی اسنادی هستند که خلاف این را می گویند و این که دادگاه روزنامه ی فخیمه ی کیهان باز هم تجدید شد،

و با تشکر از سخنان دقیق اسفندیار رحیم مشایی و ناراحتی آقای احمدی نژاد (!) و این که از دید رجانیوز، پس از سخنان دقیق احمدی نژاد، مشکل حل شده است،

و با توجه به این که ما بالاخره نفهمیدیم، سعید مرتضوی مجرم است یا مجرم نیست،

و با توجه به افشاگری روزنامه ی جوان مبنی بر رسوایی اخلاقی عطاءالله مهاجرانی - که از بس این روزنامه افشاگری کرده دیگر کسی محل نمی گذارد!- و طنزپردازی های مکرر حضرت پناهیان - که باید به او مدال مرد اخلاق داد- و عدم اجازه ی حضرت رسایی مبنی برای حضور موسوی و کروبی در مناظره ها، و چندمین گاف دستگاه تذکر نویسی وزارت ارشاد، و ماجراهای کشدار آقایان تاج زاده و جنتی، و سخنان جالب آیت الله ری شهری، و پیوستن حاتمی کیا به جمع مخالفین انقلاب، و تخمین 800 نفر بودن سبزهای تهران، و سانسور شدن عکس های انقلاب ...

سوال می شود که آیا راهپیمایی خود جوش نمایندگان مجلس در اعتراض به وقایع روز عاشورا،دارای مجوز بود؟!

نکته: برایم جالب بود که آن چه حضرات مدعی اصولگرایی آن همه در بوق و کرنا کرده بودند که «مردم سالاری سخنرانی نکرده ی احمدی نژاد را نقد کرده است.» چه قدر مضحک بوده است!

عکس: علی معلم، رئیس کنونی فرهنگستان هنر 30 سال پیش

میرحسین موسوی، رئیس پیشین فرهنگستان هنر، 30، 40 سال پیش:

ویکی پدیا

لینک ها:

- نیفتی پسرم!! (رجانیوز)

- نه! یعنی من دستگیر می شم؟! (عصر ایران)

- سخنان آیت الله خامنه ای در مورد آیت الله منتظری، اول انقلاب (خامنه ای دات آی آر)

لینک
۱۳۸۸/۱٠/٢٦ - امیر حسین مجیری

   چند پیامک نیمه سیاسی و سیاسی   

سلام.

inbox تلفن همراهم پر شده بود. گفتم پیامک های نیمه سیاسی و سیاسی اش را این جا بنویسم بعد پاکشان کنم! تاریخ ها به ترتیب نزولی است!

توضیح: ممکن است برخی از این پیامک ها سندیت نداشته باشند یا درست نباشند. این پیامک ها تنها جهت اطلاع درج می شوند و درج آن ها به معنای تایید یا رد آن ها نیست.

- با سلام، علیرضا زاکانی + جواد اطاعت، امشب در رو به فردا.

- دشمنان نظام به ترور دانشمندان روی آوردند، شاید این آخرین پیامم باشد: حلالم کنید!

- علامه حسن زاده: رهبر عظیم الشانتان را دوست بدارید، او دلداریست که دنیا شکارش نکرده.

- امام خمینی، صحیفه ی نور، جلد سوم: سپاه باید پشت مردم باشد. اصل مردمند. ارتش هم باید پشت مردم باشد. ارتش و سپاه باید بگویند: جانم فدای مردم. اگر بگویند: جانم فدای رهبر، انحراف است. اصل مردمند. رهبر هم جانش فدای مردم است. ... ما همه برای مردمیم. سپاه باید از حقوق مردم دفاع کند. پشتیبان مردم باشد. اگر بگوید جانم فدای رهبر که این می شود همان زمان شاه. پس مردم برای چه انقلاب کردند؟

- در کشور ما وضع چنین است بدانید: آن کس که بداند و بداند که بداند/ باید برود غاز به کنجی بچراند // آن کس که بداند و نداند که بداند / بهتر برود خویش به گوری بتپاند // آن کس که نداند و بداند که نداند / با پارتی و پول خر خویش براند // آن کس که نداند و نداند که نداند / بر پست ریاست ابدالدهر بماند.

- امشب سبزها قصد دارن با شرکت در مسابقه اس ام اس 90 و انتخاب گزینه ی آخر، اقلیت خودشون رو بزرگ نشون بدن. گزینه ی ولایت گزینه ی اول. فورا اطلاع رسانی شود.

- با شرکت در مسابقه ی 90 و انتخاب گزینه ی آخر، بار دیگر حضور سبز خود را نشان می دهیم.

- تابناک: انجمن اسلامی دانشجویان ایرانی مقیم فیلیپین !!! از نامه ی محسن رضایی به رهبر انقلاب استقبال کرد.

- و این مصیبت ها برای چه به این ملت وارد شد؟ مگر این ملت چه می گفت و چه می خواست؟ و از اون وقتی که صدای ملت در آمده است تا حالا قتل و ظلم و غارت بر آن ها وارد شد. امام خمینی ، بهشت زهرا، بهمن 57.

- سلام بر عباس. شادی روح آن مرجع مظلوم که عده ای چشم دیدن مراسم ترحیم او را هم ندارند، صلوات.

- جواب هتک حرمت های فرقه ی سبز اموی را فردا در نماز جمعه خواهیم داد.

- اشتباه از ما بود، اشتباه از ما بود که خواب سرچشمه را در خیال پیاله می دیدیم! دشت مان خالی، دل هامان پر، گفتگوهامان مثلا یعنی ما! کاش می دانستیم هیچ پروانه ای پریروز پیلگی خویش را به خاطر نمی آورد!

- طرح هفتاد میلیون صلوات برای طول عمر و سلامتی حضرت امام خامنه ای، یگانه پرچمدار حقیقت در زمانه ی فتنه. پنج صلوات بفرستید و اطلاع رسانی پیامکی بفرمایید.

-رهبر انقلاب: اینان [موج سبز] در برابر سیل عظیم ملت صفرند.

- جوانانی که شعار می دادند: حرف ما یک کلام، نخست وزیر امام، عکس امام را پاره نمی کنند.

- عشق یعنی یک خمینی سادگی، عشق یعنی با علی دلدادگی، عشق یعنی دست تو پر پر شده، عشق یعنی یک علی رهبر شده، عشق یعنی لا فتی الا علی، عشق یعنی رهبرم سید علی. عید غدیر مبارک.

- امروز پیام غدیر، اتحاد در ولایت است.

- وطن یعنی دویدن در پی نان/ وطن یعنی کمک کردن به لبنان // وطن یعنی عرب را چاق کردن / معلم های خود را داغ کردن // وطن یعنی خرید تاید و شامپو // وطن یعنی رئیس جمهور ... // وطن یعنی صف نان و صف شیر // وطن یعنی همش درگیر درگیر // وطن یعنی همین بنزین، همین نفت / همین نفتی که توی سفره ها رفت // وطن یعنی که اصلاحات چینی / وطن یعنی که روی خوش نبینی// وطن یعنی همین آیینه ی دق / وطن یعنی خلایق هر چه لایق.

- با گاز ز مردمان تفقد شده است / تابوت وسیله ی تردد شده است// هر روز، فشم - ونک- بهشت زهرا / چندیست که این ورا کفن مد شده است.

- با سکوت ایران در قبال کشتار مسلمانان چین، روند اجرایی شدن گفتمان عدالت عملی شد.

- واکنش ها نسبت به کشتار مسلمانان چینی: ترکیه: احضار سفیر چین. کنفرانس اسلامی: محکوم می کنیم. ایران: نون فقط تو غزه ست.

- [محتوای این پیامک مورد تایید بنده نیست.] حکومت ولایت فقیه تنها بر اساس توزیع فقر و نادانی امکان پذبر است.

- خمینی کجایی، موسوی تنها شده.

- «دروغ گو خائن و خائن ترسوست.» احمدی نژاد آمارهایش را در 22 و 29 بهمن سال گذشته گفته بود. چرا موسوی در مناظره ی رو در رو او را دروغگو نخواند؟

- بهزاد نبوی: با قدرت می گویم: تلاش کنید. شکست احمدی نژاد شکست رهبریست.

- احمدی نژاد حاصل خون دل خوردن آقا و راه انداختن جنبش دانشجویی توسط ایشونه.

- حضرت آقا در سنندج: کسی را برگزینید که درد مردم را بداند و از درد مردم احساس درد کند، با مردم یگنه و صمیمی باشد، ساده زیست باشد و خود و خانواده و نزدیکانش از فساد و اشرافیگری و اسراف دور باشند.

- قابل توجه دوستان قدرت و ثروت: در پی برگزاری همایش حامیان احمدی نژاد در مصلای تهران، متروی مصلا به منظور تعمیر، تعطیل شد.

- خوش غیرت! تحویل بگیر رفقاتو. راستی چه کاریه! اینا که هر شب مجبورند بیان شب قبل خودشونو ماس مال کنن! میگم عجب مناظره ی داغی. شما بپا دعوا نشه و اگه شد جدا کن! از اخلاق اسلامی به دوره!

- ان شا الله همه ی شما در پیشگاه خداوند پاسخ گو خواهید بود.

- اصل 37 قانون اساسی: اصل برائت است و هیچ کس از نظر قانون مجرم شناخته نمی شود، مگر این که جرم او در دادگاه صالح ثابت گردد. اصل 121: من به عنوان رئیس جمهور سوگند یاد می کنم که پاسدار... قانون اساسی کشور باشم.

- امام جمعه ی اصفهان: دختران را در این شب ها به خیابان ها نفرستید، تا پسران هم نیایند!

- یادت هست زمانی که قضیه ی سردار زارعی رخ داد، همین کسانی که امروز این گونه از «اخلاق اسلامی» دم می زنند، آن روز خواستار افشای آن بودند! راستی مواظب باش الان که بوش این جا نیست، غیبتش را نکنی!

- سلام، برای امضای بیانیه ی دانشگاهیان حامی دکتر احمدی نژاد نام - دانشگاه- سال ورود - ایمیل و افتخارات دانشگاهی خود را به شماره ی ... ارسال کنید. به تمامی فارغ التحصیلان و دانشجویان حامی ارسال کنید.

لینک های ارسالی:

- نمایش حدیث روز در سایت شما (دانشکده ی مجازی علوم حدیث)

- فیلمی دل خراش از برهنه کردن یک بسیجی در روز عاشورا (یک حامی تشکیل دولت اسلامی)

- بیانات تاریخی امام خمینی درباره ی برخورد با خودسرها (آینده نیوز)

لینک
۱۳۸۸/۱٠/٢٥ - امیر حسین مجیری

   حجت الاسلام معمار منتظرین: حسین زمان ولی عصر است نه کس دیگری.   

سلام.

جمعه رفته بودم مسجد رضوی. سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین معمار منتظرین. مرد خیلی خوبی است. همیشه در مورد ولایت پیامبر گرامی اسلام (ص) و ولایت ائمه ی اطهار سخن می گوید. با قرآن و روایات. اما این بار موضوع بحثش، «اعتصام» بود و معنای آن. ایشان از آیه ی شریفه ی «واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا»(همگى به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید - آل عمران-103) آغاز کرد. و توجه به این که در این جا، معنای اعتصام، چسبیدن است. و بعد این که در همه ی قرآن از تفرق و جدایی نهی شده است، مگر یک جا. و آن جایی است که حضرت موسی در مورد عده ای از مردم گفت: «قَالَ رَبِّ إِنِّی لا أَمْلِکُ إِلاَّ نَفْسِی وَأَخِی فَافْرُقْ بَیْنَنَا وَبَیْنَ الْقَوْمِ الْفَاسِقِینَ» ([موسى] گفت پروردگارا من جز اختیار شخص خود و برادرم را ندارم پس میان ما و میان این قوم نافرمان جدایى بینداز- مائده-26) با توجه به این که اگر خدا کلام کسی را بدون نقد بیاورد به معنای تایید آن کلام است (ر.ک «دین شناسی» آیت الله جوادی آملی) خدا می خواهد که همه به «حبل الله» چنگ بزنیم و از هم متفرق نشویم مگر با کسانی که «فاسق» هستند.

اما «فاسق» کیست؟ «وَلَا تَکُونُوا کَالَّذِینَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنسَاهُمْ أَنفُسَهُمْ أُوْلَئِکَ هُمُ الْفَاسِقُونَ» (و چون کسانى مباشید که خدا را فراموش کردند و او [نیز] آنان را دچار خودفراموشى کرد آنان همان نافرمانانند- حشر-19) پس باید از کسانی که خدا را فراموش کرده اند، جدا شد و وحدت با آن ها از دیدگاه قرآن مطرود است. اما محور وحدت چیست؟ «حبل الله» طبق متن قرآن. و این حبل الله چیست؟

«وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِی مُسْتَقِیمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَن سَبِیلِهِ ذَلِکُمْ وَصَّاکُم بِهِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ» (و [بدانید] این است راه راست من پس از آن پیروى کنید و از راه‏ها[ى دیگر] که شما را از راه وى پراکنده مى‏سازد پیروى مکنید این هاست که [خدا] شما را به آن سفارش کرده است باشد که به تقوا گرایید -انعام-153) از آن جایی که قرآن یک حقیقت واحد است، این دو آیه منطبق بر هم می باشد. می توان گفت: حبل الله و صراط مستقیم یکی است. این را که صراط مستقیم به چه چیزهایی بر می گردد در احادیث مختلف مشخص کرده اند. «وَمَن یَعْتَصِم بِاللّهِ فَقَدْ هُدِیَ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ » (و هر کس به خدا تمسک جوید قطعا به راه راست هدایت‏شده است- آل عمران- 101) اما ببینیم در روایات «حبل الله» چه چیز معرفی شده است:

- ابان بن تغلب (که به گفته ی آقای معمار، یکی از معتبرترین راویان حدیث است.) از امام محمد باقر (ع) نقل می کند که ایشان فرمودند: منظور از «حبل الله» در «واعتصموا بحبل الله» ولایت علی بن ابی طالب است.

- همچنین در باب «انهم حبل الله المتقین» در جلد 24 بحارالانوار علامه مجلسی (ره)، از قول یکی از ائمه (که من نام ایشان را فراموش کرده ام.) آمده است: نحن حبل الله الذی قال الله تعالی «و اعتصموا بحبل الله جمیعا و لاتفرقوا».

- همچنین شیخ مفید روایتی را نقل می کند به این شرح(نقل به مضمون): روزی پیامبر اکرم (ص) در مسجد نشسته بودند و جمعی از یاران دور ایشان حلقه زده بودند. پیامبر فرمودند: اکنون کسی از این در وارد می شود که اهل بهشت است. مردی وارد مسجد شد و نشست و از پیامبر پرسید که منظور از حبل الله در آیه ی شریفه ی «و اعتصموا بحبل الله» چیست؟ پیامبر اکرم (ص) سر خود را برای لحظاتی پایین انداختند و بعد سر خود را بالا آوردند و به حضرت علی (ع) اشاره کردند و گفتند: این حبل الله است. آن مرد به سمت حضرت علی (ع) رفت و ایشان را در آغوش گرفت و گفت: من به حبل خدا و حبا رسول خدا، چسبیدم. و تشکر کرد و از مسجد بیرون رفت. یکی از یاران (که در برخی نقل های دیگر از این روایت نام او آمده است.) گفت: ای پیامبر این مرد را برگردان. پیامبر به او گفت: او را خواهی یافت. پس از مدتی، آن یار که نام او «رمع» بود (آقای معمار می گفت: امام سجاد، این مطلب را گفته اند و ایشان این نام ها را بر عکس می گفتند.) آن مرد را یافت و از او کمک معنوی خواست. آن مرد گفت: مگر نشنیدی پیامبر چه گفت؟ به حبل خدا تمسک بجو و نجات پیدا کن.

- اما در مورد حقیقت تمسک و کیفیت آن، دو مطلب موجود است: «فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىَ لاَ انفِصَامَ لَهَا» (هر کس به طاغوت کفر ورزد و به خدا ایمان آورد به یقین به دستاویزى استوار که آن را گسستن نیست چنگ زده است - بقره- 256) طاغوت، صیغه ی مبالغه ی «طغی» است. یعنی کسی که زیاد طغیان می کند. خدا در قرآن، فرعون را به عنوان «طغی» معرفی کرده است. «اذْهَبْ إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى» (به سوى فرعون برو که او به سرکشى برخاسته است- طه- 24 و نازعات -17) اما فرعون چه کرده بود؟ او خود را خدا نامیده بود. «فَقَالَ أَنَا رَبُّکُمُ الْأَعْلَى» (و گفت پروردگار بزرگتر شما منم- نازعات - 24) اما کسی خود را فراتر از خدا و حکم خدا نشاند و گفت: پیامبر دو چیز را حلال کرد و من آن ها را حرام می کنم. (و حکم پیامبر عین حکم خداست.) پس حقیقت تمسک کفر ورزی به طاغوت و ایمان به خدا است.

اما در مورد کیفیت تمسک: «وَمَن یُسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَى اللَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى وَإِلَى اللَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ » (و هر کس خود را در حالى که نیکوکار باشد تسلیم خدا کند قطعا در ریسمان استوارترى چنگ درزده و فرجام کارها به سوى خداست- لقمان- 22) پس کیفیت تمسک، تسلیم خدا شدن است.

- همچنین حضرت فاطمه ی زهرا در خطبه ی فدکیه (بحار الانوار- ج 29- ص 40) می فرمایند: «امامت ما، امان از تفرق است.»

حجت الاسلام و المسلمین معمار منتظرین در ادامه گفت: ولایت فقیه جامع الشرایط، فرع است بر ولایت اهل بیت. اصل کردن آن خلاف حکم خدا است. مگر رهبری در اصفهان نگفتند: «ما خاک پای قنبر هم نمی شویم.»؟ [«وقتى کسانى اسم مبارک امیرالمؤمنین علیه‏السّلام یا اسم مبارک ولىّ‏عصر روحى‏فداه را مى‏آورند، بعد اسم ما را هم دنبالش مى‏آورند، بنده تنم مى‏لرزد. آن حقایق نور مطلق، با ما که غرق در ظلمتیم، بسیار فاصله دارند. ما گیاه همین فضاى آلوده دنیاى امروزیم؛ ما کجا، کمترین و کوچکترین شاگردان آنها کجا؟ ما کجا و قنبرِ آنها کجا؟ ما کجا و آن غلام حبشىِ فداشده در کربلاى امام حسین علیه‏السّلام کجا؟ ما خاک پاى آن غلام هم محسوب نمى‏شویم.»- ١٢ آبان ١٣٨٠- دیدار با جوانان اصفهان]

امام ١۵ سال کنار قبر حضرت امیر المومنین می رفت و زیارت جامعه کبیره می خواند. و یک بار که حالش خوب نبود و آقا مصطفی خواست که جلوگیری کند، گفت: مصطفی، این رگ عوامی را از ما نگیر.

آقای معمار، بعد از آیت الله فهری به نقل خاطره ای پرداخت: ما در مکه با آیت الله فهری همسفر بودیم. ایشان هر شب داستانی در مورد یکی از علما می گفت. یک بار در مورد آیت الله خامنه ای گفت: من هیچ کس را مثل او ندیده ام که این قدر برای ائمه گریه کند. آقای فهری نقل کرد که شبی در قم بودیم و گفتند آقا قرار است به جمکران بیاید و شما هم بیایید. ما رفتیم. ایشان چند ساعت در مسجد جمکران نشسته بود و گریه می کرد و حجت بن الحسن را صدا می زد.

ایشان خودش هم راضی نیست که این گونه حرف بزنید. اصل اهل بیت هستند. امروز حسین زمان، ولی عصر (عج) است. امروز علی زمان، ولی عصر است. اگر این ها را عوض نکنید، جامعه آرام می شود. ما معتقدیم پیامبران هم قابل مقایسه با اهل بیت نیستند. ما به امر ائمه از ولی فقیه پیروی می کنیم. چون آن ها گفته اند ما هم می گوییم: سمعا و طاعتا.

آقای معمار در آخر غزلی از حافظ خواند:

یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور

کلبه ی احزان شود روزی گلستان غم مخور.

لینک
۱۳۸۸/۱٠/٢٠ - امیر حسین مجیری

   خبرهایی از دانشگاه صنعتی اصفهان-20: چند عکس دیگر از بایگانی   

سلام.

امروز هم چند عکس دیگر از رویدادهای گذشته ی دانشگاه صنعتی اصفهان می گذارم.

در این یادداشت، عکس هایی از نمایشگاه دستاوردهای هسته ای دانشگاه صنعتی اصفهان، تجمع 13 آبان دانشگاه، اعتراض به لغو مناظره ی دانشجویی، عکس العمل نسبت به هتک حرمت به تمثال امام خمینی(ره) و مکان جالبی در ساختمان مرکزی این دانشگاه می بینید. با نگه داشتن ماوس روی عکس ها، توضیحات را بخوانید.

نمایشگاه دستاوردهای هسته ای. گیاه پرتوزایی شده

تجمع روز 13 آبان. مقابل سلف پسران. در تصویر، به ترتیب کریمی (معاون نهاد رهبری)، آکوچکیان(رئیس نهاد رهبری)، قربانی (رئیس دانشگاه) و طیب نیا را می بینید.

پارچه نوشته ی نصب شده بر دیوار بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی اصفهان. محکومیت هتک حرمت به تمثال امام خمینی(ره)

تجمع دانشجویی در اعتراض به لغو مناظره ی دانشجویی میان نمایندگان تشکل دانشجویی آرمان و انجمن اسلامی سابق. حضور آکوچکیان (رئیس نهاد رهبری) و کریمی (معاون نهاد رهبری) در میان دانشجویان

مکان جالبی در ساختمان مرکزی دانشگاه صنعتی اصفهان. پله هایی که به یک پنجره ختم می شوند!!

بقیه ی عکس ها در «لینک»

لینک
۱۳۸۸/۱٠/٢٠ - امیر حسین مجیری

   از ماست که بر ماست.   

نکته: اضافه شد.(14 دی 88)

ألا و إن الخطایا خَیل شُمُس حُمِلَ علیها أهلُها، و خُلِعَتُ لُجُمُها، فَتَقَحَّمَت بهِم فی النار. ألا . إن التقوی مطایا ذُلُل، حُمِلَ علیها أهلُها، و أُعطوا أزِمَّتَها، فَأورَدَتهُمُ الجَنَّة.

بدانید اشتباهات مانند اسبان چموشند که افسار گسیخته سوار خود را هر جا که بخواهند ببرند، تا آن که به آتش دوزخ افکنند. و بدانید که تقوا مرکبی راهوار است که سوارش مهار آن را به دست گرفته، و سرانجام او را وارد بهشت می کند.

[نهج البلاغه- خطبه ١۶- ترجمه علی شیروانی- قم:نسیم حیات- چاپ پنجم:١٣٨٨- صفحه ۵٨]

١- بنده خدا می گفت دیشب حمله کردیم به فلان جا و شیشه ی خانه ی کسانی را که فریاد می زدند: «الله اکبر» شکاندیم و آن ها هم خفه شدند. می گفت یک شب هم رفتیم و از خانه ی آنهایی که داد می زدند عکس گرفتیم و نشانی شان را نوشتیم و... ! می گفت تا آن ها باشند دیگر از این غلط ها نکنند. همه شان خفه شدند. از نیروهای جان بر کف بود! می گفت شما هم بیایید. هر شب ساعت ٢١ و ۴۵ دقیقه حرکت می کنیم! گمانم چند سالی می شد لبخند نزده بود و لبخند من برایش غریب می نمود. خیلی غریب!

٢- چند تا از دوستان دوستان بنده، روز عاشورا، از دانشگاه تاکسی تلفنی می گیرند به مقصد نجف آباد تا در مراسم ختم آیت الله منتظری شرکت کنند. در راه پلیس، جلوی خودرو را می گیرد و کاملا در حیطه ی وظایف و اختیاراتش می پرسد: کجا می روید؟ پاسخ می دهند: نجف آباد. می پرسد: برای چی؟ دوستان نیز صادقانه می گویند: برای شرکت در مراسم ختم آیت الله منتظری. پلیس می گوید: نه! خبری نیست برگردید. وقتی با اصرار آن ها مواجه می شود، می گوید: با زبان خوش می گویم برگردید، وگرنه پیاده تان می کنم. و البته در آن لحظات، تن هیچ کدام از دوستان، خارش خاصی حس نمی کرده است!

٣- رفیق شفیق ما سید است. روز پنج شنبه برای امتحان با شال سبز آمده بود دانشکده. من ازش جدا شدم. بعدا برایم تعریف کرد که انتظامات دانشکده، مرا به اتاقک خود فراخوانده است و پرسیده: شما سیدی؟ او هم گفته: بله. مسئول محترم انتظامات - باز هم کاملا در حیطه ی وظایف خطیرش- پرسیده: مطمئنید؟ دوست من گفته: بله. می خواهید کارت دانشجویی نشان بدهم؟ گفته: نه! فقط می خواستم اگر جزء این سبزها هستید، یک چیزی بگویم. البته این رفیق ما هم در آن لحظات، خارشی نداشته است که بگوید: مثلا اگر باشم می خواهی چه کار کنی؟!

4- گفت آیت الله جوادی آملی تحت تاثیر پسرش است که این جوری حرف می زند. نفهیدم چه جوری حرف می زند! احتمالا چون دعوت به متحد شدن کرده بود. یکی دیگر می گفت آیت الله مظاهری تحت تاثیر پسرش حرف می زند. وقتی این را گفت که ایشان گفته بودند بنزین روی آتش نریزید. پس نیروهای جان بر کف حق داشته اند که در نماز جمعه ی قم به مفسر بزرگ قرآن توهین کرده اند.

5- می گفت یک بسیجی را انداخته اند توی سطل آشغال و سوزانده اند. دو تای دیگر را هم سر بریده اند. و اطرافیانش با «نچ نچ» کردن او را تایید می کردند. سند؟ نه بابا! دیگر مظلومیت بسیجی ها، نیاز به سند ندارد! وقتی بود که دوستم داشت تصاویر تشییع جنازه ی آیت الله منتظری را می دید و آن جمعیت فراوان را. یکی شان آمد نزدیک و با شادی گفت: راهپیمایی مردم است؟ دوستم گفت: نه. تشییع جنازه ی آقای منتظری است. انگار که نخواهد باور کند، سریع از کامپیوتر دور شد. تا مبادا ذهنش از این تصاویر جعلی (!) پر شود!

6- هیچ انتظار ندارم حرف های بالا را باور کنید. ممکن است من هم مثل امپراتوری های دروغ، دروغ گفته باشم. اما می توانید مطمئن باشید که تاثیر دروغ های من، به اندازه ی دروغ های گنده و شاخ دار آن ها نیست. (شاید این حرف من هم دروغ باشد!) من تنها به ذهنم رسید، رویدادهای اطرافم را برای تان نقل کنم. همین!

7- ارسطو می گوید همه ی ملت یونان دروغ گو هستند. ارسطو خود یونانی است...! (ارسطو بود دیگر؟!)

طبق معمول شاید ادامه داشته باشد...

لینک ها:

- دیگر نمی خواهم شعر سیاسی بنویسم. (علیرضا قزوه)

لینک
۱۳۸۸/۱٠/۱٤ - امیر حسین مجیری

   قرارمان چه بود...؟   

سلام.

وُقِرَ سَمع لم یفقهِ الواعیةَ، و کیف یُراعی النبأةَ مَن اَصَمَّتهُ الصَّیحَة؟ رُبِطَ جَنانُ لم یفارِقُهُ الخَفَقانُ.

کر باد گوشی که صدای نصیحت را نشنود. و چگونه کسی که هیاهو و فریاد بلند گوشش را کر ساخته، صدای ضعیف را خواهد شنید؟ آرام و مطمن باد دلی که به ترس خدا می تپد.

(نهج البلاغه - خطبه ی ۴- ترجمه ی علی شیروانی- قم: نسیم حیات- چاپ پنجم: ١٣٨٨- صفحه ی ۵٠)

قرارمان چه بود؟ یادت هست؟ من بگویم، تو بشنوی. تو بگویی، من بشنوم. دیدی چه شد؟ انگار باد گفتگوهای ما را پیش از‌ آمدن، برد. من می گفتم و تو گوش هایت را می گرفتی. تو می گفتی و من بی خیال می گذشتم از کنارت. چه روزهایی بود روزهای گذشته و چه ساده گذراندیم شان. یادت هست چه قراری گذاشتیم؟ که خانه مان را آباد کنیم. پنجره ای بسازیم رو به آفتاب. و دری که به روی همه باز باشد.

یادت هست وقتی لبخند هنوز میان مان منسوخ نشده بود، آسمان چه سخاوتمند بود؟ و زمین هر چه داشت به ما می داد. حالا چه راحت به هم فحش می دهیم و متهم می کنیم یکدیگر را. گاهی میان خشم هایت به آسمان نگاه کرده ای؟ که ببینی چه غصه دار است از قهر من و تو. یادت هست می گفتی تنهایی نمی توانم خانه را بسازم؟ چه خودخواه شدیم این روزها. که اشتباه های گذشته را به رخ می کشیم. دیگر ظرف هایم از تردید پر شده است. تو دیگر به آن نیفزا. آخرین پل میان خودم و خودت را خراب نکن. بگذار این آخرین یقین باقی بماند.

نازنین!‌ دیروز هر چه بود گذشت. می ترسم اگر امروز این چنین باشیم،‌ دیگر فردا نیاید. چرا گرم دستانم را نمی فشری؟ چرا آغوشت را این چنین تنگ بسته ای؟

لینک
۱۳۸۸/۱٠/۱٤ - امیر حسین مجیری

   درباره ی بیانیه ی 17 میرحسین موسوی   

سلام.

نکته (بعدالتحریر):

سلام مجدد.

١- من ادعای «سنگ پراکنی به عزاداران» را طبق خبرهای به نظر موثق سایت های خبری نظیر تابناک نوشتم. از آن جا که این مطلب، با ذکر محل (میدان جمهوری) و نام هیئت (رهپویان آل طاها) نوشته شده بود، من هم به آن اعتماد کردم. اما پس از تذکر آقای طاهریان، با جستجو در میان عکس ها و فیلم های اینترنتی به این مورد دست نیافتم. جالب آن که یکی از وبلاگ های ضد جنبش سبز، درخواست کرده بود فیلم این اتفاقات را برایش ارسال کنند و کسی ارسال نکرده بود! از این رو عبارت مذکور را حذف کردم و از مخاطبین گرامی نیز عذرخواهی می کنم. اما به هر صورت، دیگر اقدامات طرفداران جنبش سبز، به ویژه آسیب رسانی به اموال عمومی و حتا خصوصی با هوبیت گفته شده از سوی آقای موسوی، جور در نمی آید و محکوم است. (چند عکس ادعایی از دو طرف ماجرا را در ادامه ی مطلب گذاشته ام.)

٢- برخی دوستان حامی دولت (به اصطلاح نه چندان کامل) احساس حق مطلق بودن دارند گویا و گمان می برند من تا امروز حامی جنبش سبز بوده ام و امروز با دیدن توهین به مقدسات، سخت پشیمان شده ام! به اطلاع این دوستان می رسانم که من همچنان معتقد به اشتباه های گسترده ی نیروهای نظامی و انتظامی و بسیج، صدا و سیما، وزارت ارشاد و قوه ی قضائیه هستم و همچنان به وجود پدیده ی مشئوم «لباس شخصی ها» به شدت معترضم. اما به دلیل کم تر پرداخته شدن به مسائل این چنینی که آبروی نظام جمهوری اسلامی را با خطر مواجه می کرد، روی آن ها تاکید بیش تری داشته و دارم. ان شا الله به زودی (!) به شکلی مبسوط به این مسئله خواهم پرداخت.

گمان مبر که به پایان رسید کار مغان

هزار باده ی ناخورده در رگ تاک است

٣- یکی از دوستان تذکر داده است که زیر یکی از عکس های ادامه ی مطلب، به اشتباه عبارت «تیر اندازی نیروی انتظامی» درج شده است و این تصویر مربوط به پرتاب گاز اشک آور است. ضمن تشکر از آقای میعاد شیخی، باز هم از مخاطبین عذرخواهی می کنم.

از همه ی کسانی که این مطلب را می خوانند، خواهش می کنم اگر مطلبی به اشتباه آمده تذکر دهند تا ان شا الله حق روشن شود.

متن کامل بیانیه ی شماره ١٧ میرحسین موسوی (کلمه)

١- جناب آقای موسوی! گفته اید: «بنده به عنوان یک همراه جنبش عظیم سبز مردمی ...» و «...بر هویت اسلامی و ملی و مخالف سلطه بیگانگان و وفادار به قانون اساسی ما و جنبش سبز تاکید نمایم.» اگر واقعا هویت جنبش سبز این گونه باشد که شما می فرمایید، پس شعار «مرگ بر جمهوری اسلامی» چیست؟ پس نشان های سبزِ ضد انقلاب چیست؟ پس شعار «مرگ بر اصل ولایت فقیه» چیست؟ اگر واقعا جنبش ادعایی شما، این چنین هویتی دارد، چرا به بندهای گوناگون قانون اساسی (اصول مربوط به نظارت بر انتخابات، رئیس جمهوری و...) بی اعتنایی کردید؟

راهپیمایی ها و اعتراض های گوناگون جنبش موسوم به سبز، نشان دهنده ی کم نبودن تعداد آن هاست. اما آیا می توانید تعداد کسانی را که چهارشنبه به خیابان ها آمدند، کم بشمارید؟ می توانید رای فراوان مردم را به رئیس جمهوری فعلی، کم بدانید؟ چگونه است که این اندازه بی انصافی می کنید؟

٢- آقای موسوی! این که گفته اید: «شعارها و حرکات جاهایی به سمت افراط غیر قابل قبول کشانده می شود...» نشانه ی این است که شما هم معتقدید شعارها بعضا غیرقابل قبول بوده است و این امیدوار کننده است. اما نباید به همین مقدار کفایت کرد.

٣- آقای موسوی! گفته اید: «جالب آنکه در بعضی از این فیلم ها دیده شده است که مردم در پشت چهره نیروهای انتظامی و بسیجی مهاجم برادران خود را می بینند و در شرایط بحرانی و پر از خشم و هیاهوی آنروز سعی می کنند بدانها آسیبی نرسد.» آیا شما تصاویر گوناگون، روز عاشورا را دیده اید؟ آیا در کنار تصاویر و فیلم های تیراندازی، زیر کردن مردم، از پل انداختن آن ها (طبق ادعایتان)، تصاویر کتک زدن نیروهای انتظامی، آتش زدن خودروهای پلیس، آتش زدن سطل های زباله و انواع و اقسام آسیب رسانی ها به بیت المال مسلمین را هم دیده اید؟ شما که از یک سویه نگری صدا و سیما می نالید، چرا خود این گونه یک طرفه به قاضی می روید؟ این سخنان یک طرفه، آیا از ترس از دست دادن طرف داران نیست؟

۴- گفته اید: «سخنان چند روز اخیر بنده را به یاد کلام امام رحمه الله علیه می اندازد...» آیا حرکات و سخنان چند ماه اخیر خودتان، شما را یاد کلام امام، نینداخت که «پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد.» گیرم که شما مخالف ولی فقیه کنونی، آیت الله خامنه ای باشید. اما آیا نباید از آن رو که این ولی فقیه، منتخب خبرگان رهبری زمان امام (ره) است، حتا اگر گمان می برید برای این مقام مناسب نیست، به ایشان و دستورهای ایشان احترام بگذارید؟ آیا نباید به سخنان امام تمکین کنید؟ حتا اگر معتقد به ناکارآمدی ولی فقیه کنونی هستید، آیا نباید به خاطر آرامش و مصلحت کشور (در شرایطی که خود نیک می دانید ابرقدرت های جهان چشم به نابودی جمهوری اسلامی دوخته اند.) به سخنان ایشان، اهتمام بورزید؟

آقای موسوی! تمکین به رای مردم، باید در همه ی شرایط باشد. اگر امروز به رای مردم به محمود احمدی نژاد (که نتوانستید دلیلی برای تقلب گسترده و موثر در انتخاب او بیاورید.) تمکین نکنید، اگر امروز به رای مجلس خبرگان انتخاب شده از سوی مردم به آیت الله خامنه ای، تمکین نکنید، چطور می توانید شعار «دولت و نظام صادق و رئوف و با شفقت و مبتنی بر آراء مردم » را سر بدهید؟

۵- اما در مورد بندهای پیشنهادی تان: من با بندهای اول و چهارم و پنجم این بیانیه موافقم. البته که همه ی این بندها باید در چارچوب قوانین باشد. نه فارغ از آن ها. اما در مورد بندهای دوم و سوم:

شما زودتر از این ها باید به فکر اصلاح قانون انتخابات می افتادید. با این حال، این پیشنهاد، پیشنهاد بدی نیست که گر چه دیر به فکر آن افتاده اید اما امید است که قانون گزاران، به آن توجه کنند. آزادی زندانیان سیاسی بی گناه هم بی شک باید انجام شود تا آبروی نظام حفظ گردد. اما اگر کسی حقیقتا مرتکب جرمی شده است، نباید با او با اغماض برخورد کرد که این عین «عدالت» است.

۶- ان شا الله که همان طور که انتظار دارید مسئولین کنونی کشور به موارد بیان شده از سوی شما، اهمیت دهند، خود نیز به آن چه که بر عهده ی شماست عمل کنید. از جمله احترام به رای قانونی مردم به رئیس جمهوری کنونی (که با بند اول بیانیه ی خود به این مورد نزدیک شده اید. خدا را شکر.) و دعوت حامیان خود به آرامش و ملتهب نکردن فضای کشور. چه این که اگر حقیقتا به حق بودن نظام جمهوری اسلامی معتقدید، با رصد ساده ی فضای کشور و موقعیت کشور در جهان، می توانید بفهمید که شرایط با به خیابان ریختن و آشوب درست نمی شود.

شاید ادامه داشته باشد...

لینک
۱۳۸۸/۱٠/۱۱ - امیر حسین مجیری

   بدون شرح-7: چه کسی مردم را زیر گرفت؟!/دانشجویان با بصیرت   

- احمدی مقدم، فرمانده ی نیروی انتظامی (در پاسخ به سؤال خبرنگاری مبنی بر وجود فیلم زیر گرفتن مردم توسط ماشین پلیس): نباید حرف بی‌ربط زده شود. باید تصاویر و مدارک خود را ارائه کنید. این گونه نیست که سؤالی دروغ بپرسیم و سوء استفاده کنیم. هیچ تصویری در خصوص زیر گرفتن مردم توسط خودروی پلیس وجود ندارد. (خبرگزاری فارس- ٩ دی ١٣٨٨- شماره خبر: 8810090095)

- دانلود فیلم ادعایی زیر گرفتن فردی از سوی نیروی انتظامی ( دانلود - دانلود‌ )

- بیانیه ی ناجا(نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران): با توجه به پخش فیلمی از سوی شبکه های بیگانه و ضد انقلاب مبنی بر برخورد خودرویی مشابه خودرو های نیروی انتظامی در میدان ولی عصر (عج) با یک نفر از اغتشاشگران ... در محدوده میدان ولی عصر (عج) به هیچ وجه بر اثر تصادف، فوتی نداشتیم و دو نفری که بر اثر تصادف فوت نموده اند و در اطلاعیه قبلی به آن اشاره شده است ، به علت برخورد یک دستگاه خودروی پاترول شخصی در خیابان آزادی بین خیابانهای رودکی و خوش با اغتشاشگران بوده ...با احتمال جعلی بودن فیلم مذکور که از روشهای جاری رسانه های بیگانه و ضد انقلاب است ، صحت موضوع در دست بررسی قرار دارد. (تابناک- ١٠ دی ١٣٨٨- شماره خبر: ۷۹۳۲۷)

***

- اخوان به نمایندگی از بسیج دانشگاه خواجه نصیر: موضع این تجمع‌کنندگان این است که ریاست محترم قوه قضائیه اگر تا یک هفته آینده که این یک هفته ضرب‌العجل امت حزب‌الله است برخورد نشود، اقدام انقلابی خود را بر اساس بند "م" وصیت‌نامه روح‌الله انجام خواهیم داد. امت حزب‌الله بر اساس دشمنان دنبال اغتشاش نیست؛ بلکه دنبال احقاق حق است و خودش وارد صحنه خواهد شد. (ایسنا- ٨ دی ١٣٨٨- شماره خبر: 8810-03410 )

- بند «م» وصیت نامه ی امام خمینی (ره): اکنون وصیت من به مجلس شورای اسلامی در حال و آینده و رئیس جمهورو روسای جمهور مابعد و به شورای نگهبان و شورای قضایی و دولت در هرزمان ، آن است که نگذارند این دستگاههای خبری و مطبوعات و مجله ها ازاسلام و مصالح کشور منحرف شوند...و تبلیغات و مقالات و سخنرانیها و کتب و مجلات برخلاف اسلام و عفت عمومی و مصالح کشور حرام است . و بر همه ما و همه مسلمانان جلوگیری از آنها واجب است . و از آزادیهای مخرب باید جلوگیری شود. و ازآنچه در نظر شرع حرام و آنچه برخلاف مسیر ملت و کشور اسلامی و مخالف با حیثیت جمهوری اسلامی است به طور قاطع اگر جلوگیری نشود، همه مسئول می باشند. و مردم و جوانان حزب اللهی اگر برخورد به یکی از امور مذکورنمودند به دستگاههای مربوطه رجوع کنند و اگر آنان کوتاهی نمودند، خودشان مکلف به جلوگیری هستند. (تبیان)

- قطعنامه ی دانشجویان تجمع کننده در مقابل دفتر قوه قضائیه: ما دانشجویان به نمایندگی از جمعیت میلیونی جریان دانشجویی مسلمان اعلام می‌داریم که از قوه قضائیه خواستار پیگیری و اشد مجازات کسانی که طراح و هدایت‌گران اصلی بی‌حرمتی بوده‌اند، می‌باشیم و در صورت هرگونه کوتاهی از سوی مسئولان قضایی به حرمت دل داغدار عصمت کبری، حضرت زینب (س) سوگند می‌خوریم که در انجام وظیفه‌ی اسلامی و انقلابی خود کوتاهی نخواهیم کرد. (ایسنا- ٨ دی ١٣٨٨- شماره خبر: 8810-03410 )

- بیانیه ی قوه ی قضائیه: قوه قضائیه چون گذشته همچنان تاکید دارد، در رسیدگی قضایی به پرونده‌های کسانی که منافع ملی و اصل نظام مقدس جمهوری اسلامی را مورد تهاجم قرار می‌دهند، فارغ از هرگونه ملاحظات سیاسی، قاطعانه و با سرعت و وفق موازین شرعی و قانونی رسیدگی و آنان را به سزای اعمال‌شان خواهد رساند. (ایسنا- ٩ دی ١٣٨٨- شماره خبر: 8810-04248 )

- آیت الله خامنه ای، رهبر معظم انقلاب در جمع طلاب و روحانیون: از دانشجوها هم ما همین درخواست را داریم: آرامش را حفظ کنید. این کسانى که در مقابل شما قرار دارند، اینها کسانى نیستند که ریشه‌اى داشته باشند، بتوانند بمانند، بتوانند در مقابل عظمت این ملت و عظمت این انقلاب، مقاومت کنند؛ نه. با آرامش؛ همه کار با آرامش. اگر یک وقتى لازم بشود، خود مسئولین، خود قانون و حافظان قانون، آنچه که وظیفه‌شان باشد، انجام می دهند. (خامنه ای دات آی آر- ٢٢ آذر ١٣٨٨)

لینک
۱۳۸۸/۱٠/۱۱ - امیر حسین مجیری

   خبرهایی از دانشگاه صنعتی اصفهان-19: چند عکس از بایگانی   

سلام. این عکس ها مدت ها پیش گرفته شده اند و صرفا جهت بایگانی در وبلاگ قرار داده می شوند.

تبریک میلاد امام رضا به سبک روابط عمومی دانشگاه صنعتی اصفهان!

سلسله جلسلات!

نمایشگاه نقاشی های خیابانی دانشگاه صنعتی اصفهان

بقیه در ادامه ی مطلب...

لینک
۱۳۸۸/۱٠/۱٠ - امیر حسین مجیری